حدیث
? حدیث روز ?
? خصوصیت اشخاص خودبین
? امام صادق علیهالسلام:
مَن لا یَعرِفُ لِأحَدٍ الفَضلَ فهُوَ المُعجَبُ بِرَأیِهِ؛ حدیث
❇️ کسى که براى دیگران ارزشى قائل نباشد، خودبین و خودرأى است.
? معانی الأخبار: ج 2، ص 244
? حدیث روز ?
? خصوصیت اشخاص خودبین
? امام صادق علیهالسلام:
مَن لا یَعرِفُ لِأحَدٍ الفَضلَ فهُوَ المُعجَبُ بِرَأیِهِ؛ حدیث
❇️ کسى که براى دیگران ارزشى قائل نباشد، خودبین و خودرأى است.
? معانی الأخبار: ج 2، ص 244
✨قُلْ لَا أَمْلِکُ لِنَفْسِی نَفْعًا وَلَا ضَرًّا إِلَّا مَا شَاءَ اللهُ ۚ وَلَوْ کُنْتُ أَعْلَمُ الْغَیْبَ لَاسْتَکْثَرْتُ مِنَ الْخَیْرِ وَمَا مَسَّنِیَ السُّوءُ ۚ إِنْ أَنَا إِلَّا نَذِیرٌ وَ بَشِیرٌ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ{188}
بگو من مالک هیچ سود و زیانى براى خودم نیستم مگر آنچه را خدا بخواهد و از غیب و اسرار نهان نیز خبر ندارم مگر هر چه خدا بخواهد و اگر غیب مىدانستم منافع زیادى براى خودم فراهم مىکردم و هرگز به من زیانى نمىرسید من جز هشدار دهنده و بشارت دهنده براى گروهى که ایمان مىآورند نیستم(188)
⬅️ در قرآن و روایات مطالبى بیان شده که نشان مىدهد انبیاء و اولیاى الهى علم غیب داشتهاند همچنین آیات و روایاتى نظیر همین آیه به چشم مىخورد که نشانگر آن است که آنان علم غیب ندارند.
⬅️ جمع میان این دو دسته آیات و روایات به چند صورت است:
◽️الف: آنجا که مىفرماید: علم غیب نمىدانند مراد آن است که آن بزرگواران از پیش خود غیب نمىدانند و آنجا که مىگوید: غیب مىدانند یعنى با اراده و الهام و وحى خدا مىدانند نظیر آنکه مىگوئیم فلان شهر نفت ندارد یا نفت دارد که مراد ما از نداشتن این است که زمین آن نفت خیز نیست یعنى از خود نفتى ندارد و مراد از داشتن نفت آن است که به وسیله لوله و ماشین و کشتى و قطار نفت به آنجا مىرسد.
◽️ب: علم غیب دو گونه است که انبیاء بخش اعظم آن را مىدانند نظیر اخبارى که قرآن به نام غیب به پیامبر اسلام وحى فرمود: «تِلْکَ مِنْ أَنْباءِ الْغَیْبِ نُوحِیها إِلَیْکَ»
↲سوره هود، آیه 49
و بخشى از علم غیب مخصوص خداوند است و هیچ کس از آن اطلاعى ندارد نظیر علم به زمان برپائی قیامت پس آنجا که نمىدانند یعنى بخش مخصوص به خداوند را نمىدانند و آنجا که مىدانند یعنى بخشى دیگر را مىدانند.
◽️ج: مخاطبان آن بزرگواران متفاوت بودند بعضى اهل غلوّ و مبالغه بودند که پیامبران و ائمه علیهم السلام به آنان مىفرمودند: ما غیب نمىدانیم تا درباره آنان مبالغه نکنند و بعضى در معرفت آن بزرگواران ناقص بودند که پیامبر و امام براى رشد آنان گوشهاى از علم غیب خود را عرضه مىکردند.
◽️د: مراد از نداشتن علم غیب نداشتن حضور ذهنى است ولى به فرموده روایات براى امامان معصوم عمودى از نور است که با مراجعه به آن از همه چیز آگاهى پیدا مىکنند نظیر انسانى که مىگوید من شماره تلفن فلانى را نمىدانم ولى دفترچه راهنمایى دارد که مىتواند با مراجعه به آن همه شمارهها را بگوید.
◽️ه: آگاهى از غیب، همه جا نشانه کمال نیست بلکه گاهى نقص است مثلًا شبى که حضرت على علیهالسلام در جاى پیامبر صلى الله علیه و آله خوابیدند اگر علم داشتند که مورد خطر قرار نمىگیرند کمالى براى آن حضرت محسوب نمىشد زیرا در این صورت همه حاضر بودند جاى آن حضرت بخوابند در اینجا کمال به ندانستن است.
◽️و: خدا علم غیبى را که توقع سود و زیان در آن است به آنان مرحمت نمىکند نظیر همین آیه مورد بحث ولى در مواردى که هدف از علم غیب ارشاد و هدایت مردم باشد خداوند آنان را آگاه مىسازد همانگونه که عیسى علیهالسلام به یاران خود فرمود:
من مىتوانم بگویم که شما مردم در خانه خود نیز چه چیزى را ذخیره کردهاید «وَ ما تَدَّخِرُونَ فِی بُیُوتِکُمْ»
↲سوره آل عمران، آیه 49
⬅️ بعضى مفسران گفتهاند که اهل مکه به رسول خدا صلى الله علیه و آله گفتند: اگر با خدا ارتباط دارى چرا از گرانى و ارزانى اجناس در آینده با خبر نمىشوى تا بتوانى سود و منفعتى بدست آورى و آنچه به زیان شماست کنار بگذارى که آیات فوق نازل شد
↲تفاسیر مجمع البیان و نمونه
◽️نکتـــهها
? هر که ایمانش بیشتر باشد نسبت به تکلیف و خواست الهى بیشتر تسلیم است و بیشتر احساس عجز مىکند «لا أَمْلِکُ لِنَفْسِی»
? همه سود و زیانها را به اراده و خواست خدا بدانیم «إِلَّا ما شاءَ اللهُ»
? پیامبر از پیش خود و براى زندگى شخصى خویش غیب نمىداند اخبار غیبى به عنوان پیامبر بودن به او داده شده آن هم از سوى خدا «لَوْ کُنْتُ»
? زمان برپائی قیامت از امور غیبى است «یَسْئَلُونَکَ عَنِ السَّاعَةِ وَ لَوْ کُنْتُ أَعْلَمُ الْغَیْبَ»
? شناخت آینده زمینه ساز رفاه و آسایش و جهل به آن زمینه ساز زیان و مشکلات است «لَوْ کُنْتُ أَعْلَمُ الْغَیْبَ لَاسْتَکْثَرْتُ»
? زندگانى پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله مانند مردم دیگر آمیخته با رنج و سختى بود «وَ ما مَسَّنِیَ السُّوءُ»
? پیامبر صلى الله علیه و آله مژده رسان و بیم دهنده همه بشر است اما تنها مؤمنانند که تحت تأثیر قرار مىگیرند «نَذِیرٌ وَ بَشِیرٌ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ»
? تفسیر نور
? ? ? ? ? ?
? هرصبح، یک حدیث ?
? امام زمان عجلالله تعالی فرجهالشریف:
فَاتَّقُوا اللّهَ، وَ سَلِّمُوا لَنا، وَ رُدُّو الاَْمْرَ إِلَیْنا، فَعَلَیْنَا الاِْصْدارُ، کَما کانَ مِنَّا الاِْیرادُ، وَ لا تَحاوَلُوا کَشْفَ ما غُطِّیَ عَنْکُمْ، وَ اجْعَلُوا قَصْدَکُمْ إِلَیْنا بِالْمَوَدَّةِ عَلَی السُّنَّةِ الْواضِحَةِ؛
❣از خدا بترسید و تسلیم ما شوید و کارها را به ما واگذارید، بر ماست که شما را از سرچشمه، سیراب برگردانیم، چنان که بردن شما به سرچشمه از ما بود، در پی کشف آنچه از شما پوشیده شده نروید. مقصد خود را با دوستی ما بر اساس راهی که روشن است به طرف ما قرار دهید.
? بحارالانوار، ج 52، ص 179
? ? ? ? ? ? ?
? مسیر رستگاری
? کتاب«مسیر رستگاری»(خاطرات بهزاد رستگاری از«مدرسه فیضیه» تا «دانشگاه استانفورد») روایت زندگی رزمنده پرستار محمد(بهزاد) رستگاری به قلم شبنم غفاریحسینی است که از سوی انتشارات شهیدکاظمی منتشر و روانه بازار کتاب ایران شده است.
? در بخشی از معرفی این کتاب آمده است: «پرستاران در دوران دفاعمقدس با از خودگذشتگی و ایثار مثالزدنی خود، نقشآفرینی کردند. آنها در آن دوره باید نقش روانشناس، جامعهشناس، روانکاو، مشاور و مربی را در آن شرایط ایفا میکردند. بنابراین کار پرستاران تنها پرستاری و درمان مجروحان نبود بلکه آنها هم سنگ صبور رزمندگان و هم در برههای از تاریخ جنگ تحمیلی که امکان اهدای خون به مجروحان و آسیبدیدگان وجود نداشت، این وظیفه را بر عهده میگرفتند و پیشقدم میشدند. دکتر بهزاد هم از همین دست پرستارانی است که همه وجودش را وقف جبهه و مجروحان جنگ کرده بود. با اینکه او پرستار بود و بهعنوان نیروی پرستار اعزام شده بود اما همه او را بهعنوان دکتر میشناختند و صدا میزند.
? ? ? ? ? ? ?
✨هُوَ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَ جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِیَسْکُنَ إِلَیْهَا ۖ فَلَمَّا تَغَشَّاهَا حَمَلَتْ حَمْلًا خَفِیفًا فَمَرَّتْ بِهِ ۖ فَلَمَّا أَثْقَلَتْ دَعَوَا اللهَ رَبَّهُمَا لَئِنْ آتَیْتَنَا صَالِحًا لَنَکُونَنَّ مِنَ الشَّاکِرِینَ{189}
او خدائی است که شما را از یک نفس آفرید و همسرش را از نوع او قرار داد تا بدان آرام گیرد پس چون با او بیامیخت، بارى سبک بر گرفت و باردار شد و مدتى با آن سر کرد چون زن سنگین شد آن دو از پروردگارشان درخواست کرده و گفتند: که اگر فرزند شایستهاى به ما بدهى قطعاً از سپاسگزاران خواهیم بود(189)
◽️نکتـــهها
? گوهر وجودى زن و مرد یکى است «وَ جَعَلَ مِنْها زَوْجَها»
? ازدواج و همسر عامل آرامش روح و زندگى است و ناآرامىهاى روانى را برطرف مىکند «لِیَسْکُنَ إِلَیْها»
? اساس زندگى بر انس و الفت است نه اختلاف و شقاق «لِیَسْکُنَ إِلَیْها»
? مسائل جنسى را با کنایه بیان کنیم «تَغَشَّاها»
? آمیزش زن و شوهر باید در پنهانى باشد «تَغَشَّاها»
? رشد جنین تدریجى است تا زن آمادگى داشته باشد «خَفِیفاً، أَثْقَلَتْ»
? تا بار انسان سنگین نشود متوجه مسئولیت خود نمىشود «فَلَمَّا أَثْقَلَتْ دَعَوَا» مشکلات وسیله توجه به خدا و پیدایش حالت روحى و معنوى و آماده نمودن دل و وجدان انسان است
مانند زنان باردار که چون از تقدیر الهى بىخبرند دائم در اضطراب به سر مىبرند و پذیراى هرگونه موعظه و راهنمایى مىباشند.
? پدر و مادر در سرنوشت فرزند احساس مسئولیت مىکنند «دَعَوَا»
? انسان فطرتاً میل به بقاى نسل و فرزند دارد «آتَیْتَنا»
? فرزند را از خدا بدانیم نه از وسائل دیگر یا خودمان «آتَیْتَنا»
? آمیزش جنسى تنها براى لذت و شهوت نیست بلکه براى بقا و دوام نسل صالح است «صالِحاً»
? انسان فطرتاً به دنبال صلاح و اصلاح است نه بی تفاوتى و فساد «آتَیْتَنا صالِحاً» و نفرمود: «آتیتنا ولداً»
? براى صلاح و تربیت صحیح فرزند باید پیش از تولّد او اقدام کرد و از خدا استمداد جست «فَلَمَّا أَثْقَلَتْ دَعَوَا اللَّهَ رَبَّهُما لَئِنْ آتَیْتَنا صالِحاً»
? تفسیر نور
? ? ? ? ? ?